خرید بک لینک
من و توآخر قصه رسید و من و تو ما نشدیم گرچه ما بی کسیم ای دوست تنها نشدیم رویِ او بوسم و بر دیده نهادم قدَمَش عاشقِ عشوه یِ هر بی سر و بی پانشدیم به صُراحیِ دلش شربتِ لعل نوش کنم کوچه گردِ مِی و میخانه و هرجا نشدیم هر کجا می نِگرَم عکس رُخش در نظرم قصه ام وِردِ زبانهاست، ولی پیدا نشدیم سینه ام سَخره و آن ساحل دریاست خدا میداند ما اسیرِ شبِ طوفانیِ دریا نشدیم #ادریس_حیدری...شش جوانی + نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت 23:8 |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت: 4:04

دلشدگان در خلوت شب بی سروسامان بروماز غمِ دوری تو سروِ خرامان بروم صادقانه دلِ من سوی تو پر زد تو بِمانتوکه آتش زدی و من پیِ درمان بِروَم آنقدر در خَمِ زلفِ تو گرفتار شدم چون رقیب آمده درمهلکه حیران بروم حرفی از عشق مزن سنگدل آهسته بروتو زلیخایی و من در پیِ کنعان بروم مانده ام ماتِ نگاهت که چه آشوبی زدتا که غمهای جهان ریخت ز مژگان بروم من که از زخم زبانهای تو سیر است دلمدیگر از تو خبری نیست رَهِ ایمان بروم تو گذر کردی از این عشق سلامت باشیرفته ام از نِگهت من دگر آسان بروم مست و مجنونِ تو بودم که بیایی به بَرموای از آن شب که نبینم مه تابان بروم خنده ی آخر تو قاب نگاهم شده بودحیف باشدکه چنین درپی جانان بروم اگرازمن که بپرسند چه آمد به سَرتگویم او خون جگر داد چوپنهان بروم این همه درغم لیلی که مجنون بگریستمن که حیرانم از این عشق چو گریان بروم همه شب منتظرم تاکه ببینم رویتنرسید دست تو بر من چو نالان بروم من ازاین عشق دگرباره حذر خواهم کردتاکه این دل طلب یار دگر کرد زبستان بروم غم دنیا مخور ادریس زمان می گذردچاره ایی نیست منم از پیِ دوران بروم ادریس حیدری...ششجوان + نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ و ساعت 14:37 |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 12:31

ای هوشیارمن فرو ماندم ز صُنعِ کردگار... با تو هستم باخِرد ای هوشیار... رفتی از رویِ زمین بی هیچ کار.... خوانده ای شَه نامه واسفندیار؟؟... یک اثرافتاده این سان ماندگار... یادگار است وشود یک اعتبار... بی خردبودی وطفلی شیرخوار... مرد نام آور شدی در کار زار.... مال دنیا جمع مکن ای زرنگار.... چون که میماند زپیکر یک غبار... آدمی باعقل وهوش است پایدار... وَرنه جان و عقل دارد هر حِمار... تا بگیرد گیتی از تو اختیار... یک نهالِ عشق و ایثاری بکار... از ضعیفان و فقیران در گذار... می دهد اَجرِ تو را این روزگار.... تنگ دستان را همیشه نیک دار... از دعای مُفلس و پرهیزکار... تا بر آرد حاجتت آن کردگار... گوش کن ادریس، پندِ هوشیار ... تا بماند نام نیکت پایدار... نویسنده شعر ادریس حیدری ششجوانی + نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت 18:10 |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 12:31

صفحه بندی